تبليغاتX
بلوت زار ( بلوط زار آبدانان )
 
كاوا ______ Kava_______________Ver millk i xwemo bêya biçêmin / raz i dillimo verê beşêmin
 
 

هه لپه رکی در میان كوردها*

 

 

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادیبه‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو (یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند (در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند)

• در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقسیم‌بندی‌ رقصهای‌ كوردی‌

 

رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را به‌ دو دسته‌ می‌توان‌ تقسیم‌ نمود:

 

۱- رقصهای‌ مذهبی‌

۲- رقصهادی‌ محلی‌ كردی‌ (عشیره‌ای‌) كه در كل رقص ملي كوردها محسوب مي شود .

 

الف‌ - رقصهای‌ مذهبی‌:

منظور از این‌ رقصها، حركات‌ پر شور دراوایش‌ می‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكایا اجرا می‌شود در این‌ نوع‌ رقص‌ دراویش‌ در عالم‌ بیخودی‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسیقی‌ ریتمیك‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ می‌پردازند.

 

ب‌ - رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ عشیره‌ای‌:

 

رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را می‌توان‌ از ریشه‌ دارترین‌ و كهن‌ترین‌ رقصها دانست‌. هَل‌ پرین‌ (حمله‌ كردن‌) یا رقص‌ كوردی‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازی‌ و تقویت‌ نیروی‌ جسمانی‌ و روحی‌ مردم‌ مناطق‌ كوردنشین‌ انجام‌ می‌شد چرا كه‌ مردمان‌ این‌ مناطق‌ در گذشته‌های‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهای‌ قبیله‌ای‌ بودند و همین‌ امر حفظ‌ و آمادگی‌ همیشگی‌ را طلب‌ می‌كرد لذا مردمان‌ این‌ مناطق‌ در وقفه‌های‌ بین‌ جنگها و به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ یكدیگر آمادگی‌ رزمی‌و شور و همبستگی‌ پولادین‌ خویش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ می‌كشیدند.

رقص‌ كوردی‌ را یك‌ رقص‌ رزمی‌می‌دانند كه‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یكپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امروزه‌ مجموع‌ این‌ رقصها را چوبی‌ می‌گویند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ اجرا می‌شوند.

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی‌ این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو(یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند.)

در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید.

در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در كنار سر چوپی‌ كش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند كه‌ هر یكی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ را گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود.

در رقصهای‌ كوردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یكپارچگی‌ یك‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌كشند برخی‌ رقصهای‌ كوردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یكی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه‌  و ایلام مرسوم‌ است‌.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایشها و رقصهای‌ كوردی‌ را می‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلی‌ ذیل‌ تقسیم‌ كرد:

 

۱- گه‌ ڕیان ۲- پشت‌ پا  ۳- هه‌ ڵگرتن ۴- فه‌ تاح‌ پاشا ۵- لب‌ لان ‌۶- چه‌ پی‌  ۷- زه‌ نگی‌  ۸- شه‌ لایی‌ ۹- سی‌ جار  ۱۰- خان‌  ئه میری‌

 

 

گه‌ریان‌ :

گه‌ریان‌ در زبان‌ كوردی‌ به‌ معنی‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حركات‌ مختص‌ این‌ رقص‌ نیز معنای‌ گشت‌ و گذار در ذهن‌ تداعی‌ می‌كنند.

گه‌ ریان‌ دارای‌ دو مقام‌ بوده‌ كه‌ یكی‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستایی‌ و دیگری‌ مناطق‌ شهری‌ می‌باشد این‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتی‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدریج‌ تندتر می‌شود. ملودی‌ مربوط‌ به‌ این‌ رقص‌ با تنوع‌ در ریتم‌ و نوساناتی‌ در اجرا تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد.

در این‌ رقص‌ در واقع‌ تاثیر گشت‌ و گذار در زندگی‌ كوردها به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و تنوع‌ ریتم‌ در این‌ رقص‌ گویای‌ تجربیاتی‌ است‌ كه‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ می‌آیند و می‌توان‌ گفت‌ این‌ رقص‌ زیبا تبلیغی‌ است‌ برای‌ خوب‌ نگریستن‌ در اشیاء و طبیعت‌

این‌ رقص‌ زندگی‌ با فراز و نشیب‌ و زیر و بم‌ هایش‌ به‌ تصویر كشده‌ شده‌ و بر ضرورت‌ بینایی‌ و كسب‌ تجربه‌ برای‌ رویارویی‌ با رودخانه‌ پر تلاطم‌ زندگی‌ تاكید می‌شود. این‌ رقص‌، رقصندگان‌ را برای‌ رقصهای‌ پر تحرك‌ تر بعدی‌ آماده‌ می‌كند.

تقریباً در كل‌ مناطق‌ كوردنشین‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ به‌ شكلی‌ یكسان‌ نواخته‌ می‌شود و در این‌ رقص‌ نخستین‌ حركت‌ با پای‌ چپ‌ آغاز شد و حركت‌ پای‌ دیگر همواره‌ با سر ضربهای‌ دهل‌ كه‌ معمولاً باریتم‌ دو تایی‌ اجرا می‌شوند عوض‌ می‌شود.

 

پشت‌ پا:

پشت‌ پا رقصی‌ است‌ كه‌ كمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ كارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از كسی‌ پشت‌ پا بخورد.

 

 هه‌لگرتن‌ :

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند كردن‌ چیزی‌ می‌باشد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاكید دارد.

 

فتاح‌ پاشایی‌ :

فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایكوبی‌ است‌.

ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر كوردستان‌ به‌ شكلی‌ یكنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ كردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند. این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌.

 

لب‌ لان‌ :

این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ كرد. پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ریان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا كمی‌ استراحت‌ كرده‌ و تجدید قوا كنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ كرده‌، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفكر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌كنند.

 

چه‌پی‌ :

چه‌پی‌ همانطور كه‌ اسمش‌ پیداست‌ به‌ معنای‌ چپ‌ می‌باشد ملودی‌ این‌ آهنگ‌ با وزن‌ دو تایی‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ از جمله‌ كرمانشاه‌، كوردستان‌، سنجابی‌، بسیار از آن‌ استقبال‌ می‌شود.

فلسفه‌ این‌ رقص‌ قوت‌ بخشیدن‌ به‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ می‌باشد چرا كه‌ معمولاً قسمت‌ چپ‌ بدن‌ در انجام‌ امور روزمره‌ نقش‌ كمتری‌ داشته‌ و به‌ مرور زمان‌ تنبل‌ می‌شود و برای‌ استفاده‌ متعادل‌ از تمامیت‌ جسمانی‌ همواره‌ باید بكارگیری‌ اعضاء سمت‌ چپ‌ بدن‌ آنها را تقویت‌ كرد.

 

به‌ همین‌ منظور در رقص‌ چه‌ پی‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ تحرك‌ بیشتری‌ یافته‌ و از خمودگی‌ خارج‌ میگردد. در منطقه‌ كرمانشاه‌ بیشتر زنها از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند.

 

زه‌‌نگی‌ یا زندی‌ :

در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ و سپس‌ یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌روند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد در این‌ رقص‌ ضرورت‌ احتیاط‌، دور اندیشی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ عملكرد از جانب‌ انسان‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود. در واقع‌ در این‌ رقص‌ سنجیده‌ گام‌ برداشتن‌ تبلیغ‌ می‌گردد.

 

 شه‌ لایی‌ :

این‌ رقص‌ را كه‌ با ریتم‌ لنگ‌ اجرا می‌شود می‌توان‌ یك‌ تراژدی‌ شكست‌ دانست‌ در این‌ رقص‌ قدمها لنگان‌ لنگان‌ برداشته‌ می‌شوند تا شكست‌ در برابر چشمان‌ حضار ترسیم‌ گردد و در ترسیم‌ این‌ مصیبت‌ كسی‌ زبان‌ به‌ سخن‌ نگشاید.

 

 سه‌ جار :

این‌ نوع‌ رقص‌ با ریتم‌ آرام‌ و گاهاً تند است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از اسمش‌ بر می‌آید به‌ معنی‌ سه‌ بار (سێ‌ در رسم‌ الخط‌ كوردی‌) است‌ كه‌ در آن‌ سه‌ حركت‌ پا و سه‌ حركت‌ به‌ جلو وجود دارد و به‌ گونه‌ای‌ یاد آور عدد مقدس‌ ۳ در فرهنگ‌ فلكلوریك‌ كردهاست‌.

 

خان‌ امیری‌ :

این‌ رقص‌ نیز با ریتمی‌ تند همراه‌ است‌ و در آن‌ دستی‌ از هم‌ باز و در بالا قرار می‌گیرد و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌سازد و بیشتر تناسبی‌ است‌ بین‌ حركت‌ دستها و پاها این‌ رقص‌ كه‌ در آن‌ گونه‌ای‌ خود نمایی‌ و غرور خانی‌ نیز دیده‌ می‌شود تداعی‌ كننده‌ پیروزی‌ و پرواز پرندگان‌ را در خاطر می‌آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 4:49  توسط قدرت (كاوا)  | 

 

این عکس دربهارسال گذشته توسط دوست ارجمندم عارف مرادی و به اتفاق هم ، در منطقه ی 

 ورگر- چلالی ( چڵاڵی-Vergerr – Çillallî) گرفته شده است . یک عکس رؤیایی و بی نظیر .

 

کفشدوزک -  Tewzî

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 8:31  توسط قدرت (كاوا)  | 
 

" شعر كُردی با گويش ناصرعالی "

..............................................

 

Bét i mi

 

dillteńkir-i

 

çî xakeşterr i bin i tejgay

 

                                       ill mallgé par- éw- pêrarê

 

çî perreńillal i par i

 

                              pa teńyadarê

 

çî dar i bêbellg i pewîzê

 

di new dûll i humarê

 

çî esbê di hillêw

 

                          ij dîr dêyar

 

ima

 

bê sowarê .

 

                               

                                                ***

ترجمه ی شعر به فارسی ::( این شعر به صورت لفظ به لفظ به فارسی

 

 ترجمه شده است که بار عاطفی و معنایی اصل شعر را نمی تواند برساند

 

 و من تنها به خاطر معادل واژه ها اینگونه آنرا ترجمه کرده ام).

 

 

غم انگيز ست

 

شعر و ترانه ی من

 

به سان خاكستر به جاي مانده از آتشگه چادرنشينان

 

                                          بر منزلگاه پارسال و پيرارسالشان

 

به سان برگ های فرو ريخته ی پارسال

 

                                        بر زير يك تك درخت

 

به سان درختی بی برگ به فصل پاييز

 

ميان زمينی هموار

 

به سان اسبی تازنده

 

                      از دور پيدا

 

اما

 

بدون سوار .

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:7  توسط قدرت (كاوا)  | 
 

خواننده های کُرد ترکيه

تعدادی از خواننده های کُرد در ترکیه ازجمله:

ابراهیم تاتلیسس ، ماهسون قرمزی گُل،

امرا، الیشان ، سیلان(جيلان!) ، اوزجان دنیز ، احمد کایا و هولیا افشارو...

در اینجا این دو نکته قابل ذکر است اول اینکه به علت محدودیت ها شدیدی که دولت ترکیه برای کردهای آن کشور ایجاد کرده است هیچکدام از خوانندگان کُرد ترکیه که تعداد آنها هم زیاد است نمی توانند به زبان مادریشان ترانه بخوانند. حتی بسیاری از آنها چندین سال بر سر همین مساله، در زندانهای آن کشور به سر برده اند ازمشهورترین آنها احمد کایا است که به همین علت مجبور به ترک وطن شد و در غربت نیز درگذشت. سیاست دولت ترکیه این است که در کشور فقط یک زبان و نژاد وجود دارد و آن هم ترکی است. به همین جهت به جز چند ترانه کُردی که ازخوانندگان کُرد در دست است که آنها را نیز در کنسرت های محلی اجرا کرده اند چیزی وجود ندارد.اما مدتی است که بر اثر فشار جهانی و به خصوص اتحادیه اروپا گشایشهایی هرچند بسیاراندک حاصل شده است.

نکته دوم اینکه در این مطلب به خوانندگانی پرداخته می شود اکثرا ترانه های ترکی می خوانند و از خواندن ترانه به زبان مادری ممنوع هستند.(«کردی یاساخ» به زبان ترکی یعنی کُردی ممنوع که قانونی درباره ممنوعیت زبان کردی است) اما خیلی ها  به اشتباه فکر می کنند که آنها ترک هستند. اما خواننده های کُردی که اکثرا به زبان کردی ترانه دارند زیادند. البته بیرون از ترکیه مانند: شوان پرور، دیار، شهریبان، گُلیستان، ماردینی ، جوان حاجو و...

ابراهيم

ابراهیم تاتلیسی

ابراهیم تاتلیسی و یا به تلفظ صحیح «ابراهیم تاتلیسس» (İbrahim TATLISES) (زادۀ ژانویۀ ۱۹۵۲)، از خوانندگان کشور ترکیه است. مردم در ترکیه نام ایبو را هم برای او استفاده می‌کنند.امپراتور لقب متداولی برای او است.

وی زاده یکی از شهرهای مناطق کُردنشین جنوب شرقی این کشور است و به هر دو زبان ترکی و کُردی آثار مشهوری دارد.

ابراهيم تاتلي (ايبو)

تاتلیسی یکی از پرکارترین هنرمندان ترکیه است. وی در نمایش تلویزیونی خود به نام «شوی ایبو» مجریگری نموده، و در فیلم‌های زیادی بازیگری نموده است. از میان 23 کاست او آیاغیندا کوندورا رکورد پرفروش‌ترین‌ها را در سال 1978 در تركيه شكست .

ابراهيم

نام اصلی او ابراهیم تاتلی بود و در یک خانوادۀ بی‌خانمان کُرد در شهر اورفه به دنیا آمد. پس از مرگ پدر عرب اش در ۱۹۵۶ ابراهیم توسط مادرش- كه كُرد است- پرورش یافت. موسیقی برای وی راهی برای گریز از دلهره‌های احساسی بود. با الهام گرفتن از آوازه‌خوان کُردتبار ترکیه، ییلماز گونی، ابراهیم در نوجوانی آغاز به خواندن در مراسم عروسی و دیگر جشن‌ها نمود. با اینکه در سال ۱۹۷۵ کاستی به بازار عرضه کرد ولی فروش نرفتن آن باعث فاصله گرفتن ابراهیم از موسیقی شد. پس از مهاجرت به استانبول به همراه خانواده در 1977، مدتی به عنوان فروشنده بکار پرداخت تا اینکه دومین کاست او به نام آیاغیندا کوندورا موفقیت بسیار شایان توجهی بدست آورد. تاتلیس که در اواسط و اواخر دهۀ 1980 از مشاهیر موسیقی ترکیه بشمار می‌رفت تعداد زیادی آهنگ موسیقی محلی به همراه ارکستر را به اجرا درآورد و به عنوان استاد در زمینۀ سبک محلی «اوزون هوا» شناخته شد. در این سبک تُن‌های کشیده و نیمه‌فی‌البداهه بکار می‌رود. تاتلیس در میان جامعه مهاجران ترک و کُرد آلمان محبوبیت خاصی دارد. ایشان او را «صدای وطن» نام نهاده‌اند.

ابراهيم و بازي در فيلم " هۊليا Hülya "

ابراهيم-هوليا

ابراهيم و بازي در فيلم " ماوی ماوی Mavi mavi "

ابراهيم - هوليا

هۊليا افشار Hülya Avşar  خود خواننده و بازيگر مشهور كُرد زبان است كه با ابراهيم نقش بازی نموده است .

 

  نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 5:28  توسط قدرت (كاوا)  | 
 

 

مه زهه رِی خاڵێقی -  Mez-herî  Xalliqî

 

صدای محزون و لحن دلنشین مظهر خالقي هر شنونده ای را مجذوب مي نمايد .

 

 

کتاب " آهنگ وفا " مجموعه اندیشه ها و عقاید  مظهر خالقی ،استاد معروف آواز کردی معاصر ،  در قا لب مصاحبه ای جامع و مفصل به مناسبت شصت و پنجمین سال روز تو لد وی  ،  توسط انتشارات رسا – ناشر نام آشنای کتابهای سیاسی – در تهران منتشر شد که در آن استاد خالقی به ارائه دیدگاه ها و انتقاد های خود از موسیقی کردی معاصر پرداخته است .

 

این کتاب که ابتدا در تابستان 1380 به صورت مصاحبه در کشور اسپانیا ضبط و در چهار فصل تنظیم  شده است که تدوینگر آن دکتر عرفان قانعی فرد ، مترجم و نویسنده کرد ، می باشد که هم اکنون در آمریکا بسر می برد و به عنوان عضو هئیت علمی در دانشگاه فعالیت دارد

استاد مظهر خالقی پس از زنده یاد سید علی اصغر کردستانی ، به عنوان استاد مسلم آواز کردی معاصر معروف است ، زیرا اکثر کردها معتقند که صدای محزون و لحن دلنشین او هر شنونده ای را مجذوب و محظوظ می کند اما متاسفانه در بیست سال اخیر کمتر شاهد فعلیتی جدی از وی بوده ایم و همچنان به غیبت و سکوت خود ادامه داده است.در صورتی که حضور پرشور و فعالیت جدی هنرمندان کرد در موسیقی معاصر ایران پس از انقلاب بسیار مشهود و انکار ناپذیر است ، هنرمندانی از چند نسل مختلف مانند " یوسف زمانی ، میرزاده ، فرج پوری ، ناظری ، کامکار ، عندلیبی ، تعریف ، ساعد ، پور ناظری ،خاک طینت  و ....    " ، که ابته برادران یوسف زمانی را جزو بنیان گذاران موسیقی کردی به شیوه ای علمی و آکادمیک در ایران می شناسند

با وجودی که در باره موسیقی کردی ، منبع و ماخذ جامع و یا اطلاعات منظم و  مدونی در دست نیست ، اما در موسیقی معاصر ایران اکثر استادان و صاحب نظران به قدمت و غنای موسیقی کردی اعتراف می کنند، زیرا ملودی ،ریتم و رنگ یا ضربی موسیقی کردی را در کمتر کسی هست که درگوشه های موسیقی ملی ایران بارها نشنیده باشد. در این رابطه  پرویز مشکاتیان معتقد است که گذر از موسیقی ایران زمین بدون توجه به موسیقی کردی امکان پذیر نیست و محمد موسوی  هم می گوید: " گاه در برابر غنای موسیقی کردی باید تسلیم شد".

 در میان هنرمندان معاصر آواز  کردی -  شهرام ناظری ، جلال الدین محمدیان ، محمد رضا دارابی ، صدیق تعریف ، بیزن کامکار ، علاالدین باباشهابی ، عزیز شارخ ، عباس کمندی ، حسین شریفی ، بهروز توکلی ، عمر دزه ای ، ناصر رزازی ، نجم الدین غلامی ، رشید فیض نزاد و...-  خلاء غیبت و سکوت چند ساله استاد مظهر خالقی بسیار محسوس است . هر چند که هیچ کدام از این هنر مندان ،  قریحه و سبک موثر خالقی را نادیده نمی گیرند و حتی  ملودی ها و نغمه های او را به عنوان گنجینه آواز کردی